میژو هات و تاریخ می خواست
باڵای خۆی گرت اندازه قد خود را
به باڵای زامه کانی تۆ با محنت تو بسنجد !
زامهکانت تنهایی و محنت تو
یهک دوو قۆڵانج دیێژتربوون یک دو وجب بلند تر بود !
که زهریاش ویستی دریا می خواست
قووڵایی عمق خود را
زامی خۆی و تۆ بپێوێ با عمق زخمت بسنجد
هاواری کرد و خهریک بوو فریاد کشید و نزدیک بود
ئهو له ناو تۆدا بخنکێ در زخم هایت غرق شود
چند روز پیش برای برسی وضعیت بازار نرم افزاری کردستان و بخصوص سلیمانیه به این شهر به اتفاق دوستم سفری داشتیم
تجربه جالبی بود جواب بسیاری از سوالاتم را گرفتم در این یاداشت سعی می کنم مختصری از انچه دیده ام و انچه فهمیده ام را برایتان بیان کنم
نامم مختار است و در یکی از دانشگاهای فنی تهران مهندسی نرم افزار خوانده ام.
هم اکنون در شهر سنندج با یکی از دوستان شرکتی ICT تاسیس کرده ایم و در آن مشغول کاریم
کار اصلیمان تولید نرم افزار و بسته های وب سایت برای مشتریان است